هفته سی و دوم
سلام پسرکم!

وارد ماه هشتم بودنت شدیم، همه جوره بودنت را ثابت کردی، برخلاف اوایل که تکان خوردنهایت خیلی ضعیف بود ، حالا گاهی چنان لگد می زنی که تنم درد می گیرید.
عمو سهیل بالاخره رفت سربازی و همه نفس راحتی کشیدند
، این بلا تکلیفی تقریبا یک ساله و تلاشهای زیاد بابایی و بقیه برای فرستادنش به سربازی و در عین حال بی نتیجگی تلاشهای خودش برای معاف شدن، مسبب رفتنش شد، امیدوارم این دوره را به خوبی بگذراند و به سلامتی برگردد.
آقای گل پسر
، از همین حالا خودتو برای سربازی آماده کن، من نه صبر مامانی و بابایی رو دارم نه اعصاب اونها رو، یک ماه به تاخیر بیفته خودم به زور میبرمت، شیرفهم شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این روزها" کوری " را بازخوانی می کنم، کلاه عمو مجید رو هم بافتم، منتظر آمدن تو هستم و امیدوارم این ماه به خیر و خوشی تمام شود.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


هفته سی و دوم
